|
و چه زیبا میگوید زنده یاد ایرج بسطامی : من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غمها + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
به تو تقديم ميكنم تمام احساسات دورنم را كه مشتاقانه تو را طلب ميكنند. به تو تقديم ميكنم لحظه لحظه هاي دلتنگي ام را كه به وسعت تمام روزهايي است كه بي تو سركردم. وبه تو تقديم ميكنم عشق را كه در تپشهاي قلبم و دراشتياق چشمان هميشه منتظرم يافتم. اين ارزشمندترين هديه من به توست گوشه اي از قلبت پناهش ده وبا خورشيد مهرباني ات نگهبانش باش. هميشه در خاطرم خواهي ماند. دوستت دارم پونه + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
+ نوشته شده به قلم پـیـمـان |
قفل عشق تو از دل من وا نمیشه طفلکی قلب عاشقم به فکرته هرجا همیشه بعد تو روزای من خیلی به سختی میگذره فکر نکن عاشق تو عشقتو از یاد میبره کاش که خونه قلب منو باز بیای چراغونی کنی کاش تو حصار زندگیت باز منو زندونی کنی کاش بیای مثل قدیم دست توی دستام بزاری قول بدی این بار بیای باز نری تنهام بزاری من هنوز دوستت دارم + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد وسعت تنهائيم را حس نکرد در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نکرد در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پايانيم را حس نکرد!! + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم گفتم من فقط ناراحت ميشم گفتم اتفاقا من به خيلی ها فكر مي كنم گفتم فعلا تو قلبم جا داري گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم گفتم... + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
پسر دختر را ميخواست ودختر پسر را دوتا جوان رشيد اما اختلافات قومي و مذهبي هيچ وقت به انها اجازه ندادکه با هم ازدواج کنن + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
به هنگام بارش باران به زير باران به ايست و دستانت را به سوي آسمان بگير دوستت دارم + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
دلم برايت تنگ شده دوست دارم اينجا در کنارم باشي + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
وقتي هستي،نيستم...
وقتي نيستي،هستم... وقتي هستم،نيستي... وقتي نيستم،هستي.... اي همه ي نيست شده ي هستي من، هستي من نيست ميشود وقتي تو نيستي + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
تو این دنیای نامرد یه دختر نابینا بود که یه دوست پسر داشت، دختر دوست پسرشو خیلی دوست داشت.همیشه میگفت: اگه خدا به من دوتا چشم بده برای همیشه پیشت میمونم. تا روزی رسید که یکی پیدا شد چشماشو داد به دختر اون وقتی تونست دوست پسرشو ببینه دید که اونم نابیناست گفت: برو دیگه نمی خوامت. پسر وقتی داشت دخترو ترک میکرد لبخند تلخی زد و گفت: مواظب چشمای من باش. + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
زندگی به من آموخت : آنان که خم نمیشوند روزی میشکنند. + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم . + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
سر کلاس رياضي بود که استاد دو خط موازي کشيد رو تخته. خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد تو دلش عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد تو دلش عاشقش شد. در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن ... + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
دختر از پسر پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني ؟ پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني؟ گفت :نه ! سپس پرسيد : اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ و بار ديگر تکرار کرد : نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت : تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ... گريه نمي کنم بلکه میمیرم + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
باران نمیدونم چرااین روزاخیلی دل تنگ میشم الان داره بارون میاد آخ که چقدربارون رودوست دارم. شنیدم میگن هرکی زیربارون آرزوکنه برآورده میشه.نمیدونم چه آرزویی بکنم.میخوام آرزوکنم هیشکی دیگه دل تنگ نشه .هیشکی دلش نگیره .هیشکی بی معرفتی نبینه .میخوام آرزوکنم که آرزوی همه برآورده بشه وقتی امروزباران باریدازته دل فریادزدم اماکسی فریادم رانشنید جزآ ن قطره های خالص باران عشقی که ازآسمان برزمین می چکید. ساعتهابی اختیارزیربارش باران ایستادم.زمان ازیادم رفته بود. باران بندآمده بودومن هنوزخسته نبودم وشادتراز قبل فریادمیزدم آری آسمان رادوست دارم..... + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
از طرف دوست خوبم پـــــونه: + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
مـوهـاي تـنـم ســيـخ اسـت اشك چشمانم ريزان نيست گـفتم اگـر در كنج اتاقم بنشينم حسرت دوستان را همه برچينم مـوهـاي تـنـم دیگرسـيـخ نیسـت اشك چشمانم هـم ريـزان اسـت گفتم اگر ترك كنم كنج اتاقم را شايد بـرود حسرت دل از ذهنم + نوشته شده به قلم پـیـمـان |
+ نوشته شده به قلم پـیـمـان |
+ نوشته شده به قلم پـیـمـان |
|
| ||||||